کمیسیون پزشکی

آشنایی با بیماریها و آزمایشات تشخیصی واطلس بدن

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 19:1  توسط حسین کشوری عسگرپور   | 

مقررات مربوط به معرفی بیمه شدگان تامین اجتماعی به کمیسیون پزشکی توسط پزشکان

1-   با توجه به مفاد بند 13 ماده  2 قانون تامين اجتماعي مفهوم از كارافتادگي ناظر بر حالتي است كه فرد به علت بيماري دچار كاهش كارائي وناتواني در انجام وظايف شغلي اش شده باشد بدين معني كه مبتلا شدن بيمه شده به بيماري لاعلاج شرط لازم جهت معرفي به كميسيون پزشكي مي باشد ولي شرط كافي نيست بلكه لازمه استحقاق فرد جهت اخذ گواهي از كارافتادگي آن است كه بيماري اش به نحوي باشد كه باعث كاهش كارائي فرد شده باشد . به طور مثال ممكن است فردي طبق اديومتري مبتلاء به مقداري  كاهش شنوائي شده باشد و يا دچار آرتروز خفيف مفاصل باشد ولي اين بيماريها هيچ تاثيري در كاهش كارائي فرد نداشته باشد اين گونه بيماريها منطبق با تعريف از كارافتادگي نيست و از معرفي اينگونه بيماران جهت از كارافتادگي امتناع گردد

2-   طبق ماده 70 قانون لازم است ابتدا كليه اقدامات درماني از قبيل ( مصرف دارو، بستري در بيمارستان ، عمل جراحي و...) انجام شده  ،دوره درماني لازم  طي شده و تاثير پروتزهاي لازم جهت جبران تمام و يا بخشي از ناتوانائي بيمار بررسي گرديده و چنانچه پس از طي اين مراحل واقدامات بيماري فرد علاج نگرديد و بيمه شده همچنان دچار ناتواني انجام وظايف شغلي بود آنهنگام به كميسيون معرفي گردد . لذا جهت جلوگيري از سرگرداني بيمه شدگان از معرفي اين دسته از متقاضيان به كميسيون خودداري شود

3-   ارتباط بيماري با تخصص پزشك معالج بايد مد نظر باشد و باتوجه به لزوم انجام كليه اقدامات درماني تحت نظر متخصص مربوطه ضروري است تخصص پزشك معالج به نحوي باشد كه امكان انجام كليه اقدامات درماني تخصصي و تكميلي توسط پزشك معرفي كننده  وجود داشته باشد به طور مثال معرفي بيماران روانپزشكي توسط جراح اعصاب و يا بيماران مبتلابه بيماران قلبي نيازمند به انجام عمل جراحي توسط متخصص داخلي فاقد وجاهت قانوني است.

4-   درمعرفي نامه صراحتا بايد واژه"از كارافتادگي" – با در نظر گرفتن تعريف فوق -  و همچنين لاعلاج بودن و اتمام دوره و اقدامات درماني ذكر گردد پيشنهاد مي گردد با فرمت ذيل گواهي براي حائزين شرايط صادر شود:
فرمت پيشنهادي براي معرفي متقاضيان از كارافتادگي :

"گواهي مي شود كه بيمارآقاي /خانم .................................... مبتلا به بيماري ...................................................................مي باشد و با توجه به اتمام اقدامات درماني لازم واينكه بيماري باعث كاهش كارائي بيمه شده در شغلش گرديده از كارافتاده مي باشد ".

5-     تاريخ صدور گواهي از كارافتادگي حتما قيد گردد

6-     تاريخ شدت بيماري مورد درخواست در فرمهاي مربوطه به معني اين است كه بيماري فرد به مرحله اي رسيده كه علائم ناتواني اشتغال به كار و كاهش كارائي در او ايجاد شده است به طور مثال فردي ممكن است سالها مبتلابه بيماري ديابت باشد ولي بعد از سالها بيماري اش تشديد شده و باعث مي شود در وضعيتي قرار گيرد كه نتواند به شغلش ادامه دهد لذا تاريخ شدت بيماري بر اساس اين تعريف در فرم مربوطه ذكر گردد
7-     لازم است تشخيص نهايي بيمار در فرمهاي  مربوطه ذكر گردد و از ذكر علائم به جاي تشخيص نهايي امتناع گردد

8-   ضروري است مستندات پاراكلينكي  پزشك در خصوص تشخيص بيماري و يا تاريخ شدت بيماري مشخص گردد و چنانچه بیمار فاقد مدرك پاراكلينيك مقتضي است ذكر مستند تشخيص كلينيكي بيمار ضروري است

9-   منظور از نوع از كارافتادگي در فرم موسوم به " فرم نمونه يك " ميزان از كارافتادگي بر حسب تشخيص پزشك است و به سه حالت ذيل تقسيم بندي مي گردد:

الف : از كارافتادگي كلي : به مفهوم از بين رفتن 66% از توانائي بيماربه علت ابتلاء به بيماري

ب‌-    از كارافتادگي جزئي : به مفهوم از بين رفتن 33% تا 65% توانايي بيمار به علت ابتلاء به بيماري

ج-  درصورتی که هیچکدام از دو حالت فوق نباشد یعنی میزان کاهش کارائی بیمه شده از نظر پزشک معالج نوع از کارافتادگی باید تحت عنوان " کمتراز 33% " ذکر گردد.

10- در فيلد" عوارض بيماري " – مندرج در فرم نمونه يك از كارافتادگي لازم است عوارض محقق شده مستندا به نظريه پزشك مربوطه ذكر گردد و چنانچه عوارض محقق نشده ضرورتي به ذكر در اين بخش نيست به طور مثال چنانجه تشخيص ديابت براي فرد مطرح است چنانچه به استناد نظريه چشم پزشك عارضه رتينوپاتي محقق شده در اين قسمت ذكر گردد

11- در خصوص بيماران مبتلا به بيماريهاي اعصاب و روان از قبيل افسردگي و... طي دوره درمان ضروري است و از صدور گواهي براي فردي كه براي اولين بار خواستار صدور گواهي از كارافتادگي است امتناع گردد.

12- در فرم الحاقی نمونه یک  صرفا درمانهایی که توسط شما تجویز شده ذکر گردد ولی در فرم موسوم به "فرم نمونه یک " در بخش خلاصه درمانهای انجام شده به طور کلی درمانهای انجام شده ( اعم از درمانهای تجویزشده توسط پزشک معرفی کننده و یا غیر از وی) ذکر گردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390ساعت 20:42  توسط حسین کشوری عسگرپور   | 

مقررات مربوط به پزشکان معتمد سازمان تامین اجتماعی

پزشکان معتد سازمان موظف به بررسی استراحت پزشکی بیمه شدگانی هستند که در یک سال اخیر زیر ۶۰ روز استراحت استفاده کرده اند
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390ساعت 18:52  توسط حسین کشوری عسگرپور   | 

تشكيلات و چيدمان نيروي انساني در حوزه كميسيونها و شوراهاي پزشكي تامین اجتماعی

 تركيب اعضاي كميسيون پزشكي

طبق آئين نامه اجرائي، كميسيونهاي پزشكي داراي سه پزشك متخصص (ترجيحا جراح عمومي به عنوان رئيس  ، داخلي به عنوان عضو ثابت  ،‌متخصص در رشته بيماري بيمه شده )است . مشاور ين ودبير حق راي واظهار نظر درخصوص مسائل پزشكي نداشته وچنانچه همه اعضاء در جلسه حاضر باشند راي كميسيون  صرفا با امضاي پزشكان معتبر است .  بانگاهي به تركيب اعضا ء مشخص مي گردد كه با توجه به گستره دانش پزشكي ونگاه انتزاعي كميسيونها به بيماري، وزن تخصصي  اظهار نظر پزشك متخصص مرتبط غالب بر ساير اعضا ء است وحتي درخيلي از موارد راي اصلي است وديگر اعضا ء تابع راي متخصص مرتبط خواهند بودوحتي به جرات مي توان گفت با توجه به نگاه انتزاعي به بيماري بدون درنظر گرفتن شرايط شغلي  گاهي حضور بقيه اعضا ء جنبه تشريفاتي پيدا مي كند و راي كميسيونها بيشتر شبيه صدور حكم تخصصي  توسط متخصص مرتبط ميشود ونه راي شورائي ناشي از راي گيري .بيماري كه داراي افسردگي اساسي است به كميسيون پزشكي مراجعه مي كند متخصص اعصاب وروان عضو كميسيون اعلام مي كند بيمار طبق جدول تعيين ميزان از كارافتادگي داراي 66درصد ناتواني است . بديهي است متخصص جراحي عمومي با توجه به اينكه تخصص لازم را دررشته اعصاب وروان ندارد واطلاعات علمي وي درحوزه اعصاب وروان درحد يك پزشك عمومي است نخواهد توانست  اظهار نظر ي  قوي نمايد و ناگزير از پذيرش نظر متخصص است . اجماع ونظريه شورائي وقتي معتبر است كه اعضاء داراي تخصص همگن باشند بديهي است دركميسيون پزشكي حرف تخصصي تر را فرد متخصص تر خواهد زد. به نظر مي رسد چنانچه در كميسيون حداقل دو متخصص دررشته بيماري وجود داشته باشد اعتبار بيشتري را به راي صادره مي توان قائل شد ومركز ثقل آراي صادره به جهت اجماع تخصصي داراي توازن افزونتري خواهد بود. همچنين نياز به عضويت پزشكان متخصص طب كاربا دارابودن حق راي با توجه به لزوم درنظر گرفتن شرايط شغلي بيمه شدگان بسيار ضروري است .

تشکیلات اداری کمیسیونهای پزشکی موضوع ماده ۹۱ قانون

در حال حاضربه لحاظ تشكيلاتي كميسيونهاي پزشكي در ستاد مديريت درمان تامين اجتماعي استانها قراردارد ، معرفي پزشكان عضو و دبير كميسيون به عهده مديريت درمان و معرفي مشاور فني به عهده اداره كل تامين اجتماعي استان مي باشد مدير كل درمان مستقيم در ستاد مركزي سازمان ، مقام مافوق در حوزه كميسيونهاي پزشكي مديريت درمان استان  محسوب مي شود  و مدير كل فني مقام مافوق حوزه كميسيونهاي پزشكي اداره كل  تامين اجتماعي استان مي باشد . ضمنا اداره كل قوانين و مقررات نيز در اين حوزه ورود پيدا مي كند . با توجه به اينكه طبق مقررات ، دستوري براي همه نهادهاي درون سازماني لازم اجراست كه توسط مدير عامل سازمان و يا فردي كه داراي اختيار قانوني است صادر شود، مشكلات زير دراين  حوزه وجود دارد :

الف – عملا سه نهاد تصميم گيرنده در اين حوزه وجود دارد و هر كدام جدا گانه به زير مجموعه خود دستور مي دهند و گاهي پيش مي آيدكه دستور اداره كل درمان مستقيم با اداره كل فني مغاير است واين موضوع در استانها باعث مشكل مي شود .

ب- در مديريت درمان استانها رئيس و كارشناس ارشد كميسيونهاي پزشكي  مسئول نظارت بر مقررات ، كميسيونهاي پزشكي است . و علي رغم اينكه حق راي در كميسيون پزشكي را ندارد عملا مي تواند در روند صدور راي دخالت كند با توجه به اينكه در برخي از استانها افرادي با مدرك تحصيلي كارشناس بهداشت حرفه اي در اين پست گماشته شده اند رئيس و كار شناس ارشد خيلي راحت راي كميسيون پزشكي  را" وتو" مي كند و حتي در برخي از موارد راي كميسيون پزشكي را غير منطبق با مقررات دانسته و پرونده را به كميسيون هم عرض ارجاع مي دهند . اين در حالي است كه ديوان عدالت اداري به موجب دادنامه شماه 85 مورخ 29/3/69 موجوديت نهادي با عنوان كميسيون پزشكي تجديد نظر ويژه كه جهت حل ابهامات قانوني بعد از صدور كميسيونهاي پزشكي موضوع ماده 91 قانون توسط شوراي عالي تامين اجتماعي بوجود آمده بود را زير سوال برد و اختيار هر گونه مميزي بعداز صدور راي كميسيون پزشكي راسلب كرد .  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389ساعت 18:2  توسط حسین کشوری عسگرپور   | 

تاريخ شدت بيماري و ابتلاء به بيماري منجر به از كارافتادگي موضوع ماده 75 قانون

مسئله اول : مرجع تعيين تاريخ مذكور چه كسي است ؟

   ديدگاه اول : دادنامه شماره 79 مورخ 17/2/85 هيات عمومي ديوان عدالت اداري : طبق اين ديدگاه به استناد ماده 91 قانون تامين اجتماعي كميسيون پزشكي صرفابايد ميزان از كارافتادگي را تعيين نمايد و لاغير. ( در حال حاضر علي رغم تفاهم نامه اي كه بين ديوان و سازمان به امضاء رسيده است هر بيمه شده اي كه به ديوان مراجعه مي نمايد ديوان به استناد اين دادنامه صرف نظر از اعتبار و يا عدم اعتبارتاريخ ابتلاء راي كميسيون پزشكي را باطل مي نمايد و و اذعان مي دارد پرونده مجددا در كميسيون هم عرض بررسي شود )

چالش اول ناشي از اجراي ديدگاه اول : با توجه به اينكه بررسي شرايط ماده 75 قانون ، و يا نحوه محاسبه ميزان مستمري موضوع ماده 72 قانون مستلزم مشخص شدن تاريخ ابتلاء به بيماري منجر به از كارافتادگي است اگر كميسيون پزشكي تامين اجتماعي صلاحيت تعيين اين تاريخ را ندارد پس چه كسي بايد اين تاريخ را تعيين نمايد ؟

چالش دوم ناشي از اجراي ديدگاه اول : ديوان از طرفي راي كميسيون  را به لحاظ درج تاريخ باطل مي كندو ازطرفي پرونده بيماررا به كميسيون هم عرض ارجاع مي دهد و طبق دستور سازمان ، كميسيون هم عرض حق اظهار نظر در مورد ميزان از كار افتادگي را ندارد والزاما بايد تاريخ ديگري را تعيين كند چرا كه تاريخ كميسيون قبلي توسط ديوان باطل شده است مثلا اگر كميسيون قبلي روز قطع پاي بيمار را كه دقيقا مشخص است چه روزي است تعيين كرده باشد و اين راي توسط ديوان باطل شود كميسيون بعدي موظف است تاريخ ديگري را تعيين كند در حالي كه معلوم است پاي بيمار كي قطع شده است ؟ و اساسا اگر كميسيون حق اظهار نظر در مورد تاريخ ابتلاء را ندارد و صرفا بايد ميزان از كارافتادگي را تعيين كند چرا علي رغم وجود تفاهم نامه بين سازمان و ديوان باز آراء كميسيون به اين دليل باطل مي شود ؟ و چرا دوباره به كميسيون هم عرض ارجاع داده مي شود ؟   

 چالش سوم ناشي از اجراي دادنامه شماره 79 ديوان عدالت اداري : در بعضي از آراء ديوان عدالت اداري مشاهده مي شود كه ديوان گرچه اصل درج تاريخ ابتلاء بيماري توسط كميسيون را تائيد مي كند ولي به بخشنامه شماره 69471 مورخ 10/8/84 سازمان  استناد مي كند و ضمن بر شمردن مستندات پزشكي بيمار و اينكه بيمار در يك مقطع زماني اشتغال داشته است به لحاظ پزشكي تاريخ را با طل مي كند و راي مي دهد كه بايد تاريخ ديگري تعيين شود . در حالي كه طبق دادنامه شماره 61 هيات عمومي ديوان عدالت اداري مرجع امعان نظر پزشكي به لحاظ بيماري ، نوع و تاريخ آن صرفا در صلاحيت كميسيون پزشكي است و ديوان عدالت حق امعان نظر در اين خصوص را ندارد .

مسئله دوم : استحاله فلسفه وجودي ماده 75 قانون و از بين رفتن روح بيمه اي حاكم بر اين ماده قانوني  

سازمان در خصوص تاريخ ابتلاء به بيماري قبل و بعد از تاريخ 10/8/84 دو ديدگاه كاملا متضاد دارد قبل از تاريخ مذكور مثلا  اگر كسي داراي بيماري ديابت در ابتداي بيمه گزاري بود بعد از 20 سال اشتغال اگر عوارض ديابت ، فرد را از كارافتاده مي كرد كميسيون تاريخ ابتلاء را زمان آغاز ديابت وي تعيين مي كرد و چنين فردي بعد از 20 سال بيمه پردازي وقتي كه ناتوان و از كارافتاده مي شد هيچ وقت از حمايت سازمان برخوردار نمي شد. و اساسا اگر فردي در ابتداي بيمه گزاري 35% و يا بيشتر از كارافتادگي داشت با اعمال فرمول موسوم به R0حتي اگر 25سال بيمه پردازي  هم داشت به هربيماري با هر شدتي مبتلاء مي شد هيچگاه از شرايط مستمري از كارافتادگي بر خوردار نمي شد . سازمان طي بخشنامه شماره 69471 مورخ 10/8/84  مفهوم جديدي از تاريخ ابتلاء به بيماري منجر به از كارافتادگي ارائه داد كه صدور اين بخشنامه چرخش 180 درجه اي كارشناسان را به دنبال داشت . به طور مثال برخي از كارشناسان معتقدند اگر فردي در سن 70 سالگي بيمه شود( مثلا از طريق يك كارگاه پيمانكاري) هر چند در بدو بيمه گزاري به لحاظ قلبي 60% ازكارافتادگي داشته باشد اگر پس ازيكسال بيمه پردازي به كميسيون پزشكي مراجعه نمايد و كميسيون بگويد ميزان از كارافتادگي وي 64% است و دوباره در سال دوم بيمه پردازي فرد به كميسيون مراجعه نمايد و كميسيون در آخرين بار بگويد ميزان ازكارافتادگي 66% شده چون در فاصله زماني دو كميسيون اخيرسازمان حق بيمه دريافت كرده و اين به معني اشتغال و قادر به كار بودن او بوده  كميسيون موظف است به استناد بخشنامه فوق تاريخ شدت بيماري را بعد از كميسيون اول و قبل از كميسيون دوم تعيين كند. با ارائه چنين برداشتي از بخشنامه و شدت بيماري ديگر ماده 75 قانون كارائي بيمه اي خود را از دست مي دهد وبه به عبارتي به لحاظ بيمه اي استحاله مي شود چه اينكه قطعا هدف قانونگذاراز اعمال شرايط ماده 75  توزيع عادلانه ريسك بوده در حالي كه با ارائه اين تفسير هر فردي كه در آستانه از كارافتادگي است به راحتي مي تواند بيايد بيمه شود و بعد از 2 سال بيمه پردازي از حمايت سازمان برخوردار شود واين يعني بر هم زدن نظم و عدالت بيمه اي مورداشاره در قانون نظام رفاه و تامين اجتماعي      

 پيشنهاد براي حل مسئله         

اينكه فردي با برنامه ريزي از پيش تعيين شده بخواهد خود را فقط در آستانه از كارافتادگي به جمع بيمه شدگان برساند و با فردي كه ساليان سال بيمه پردازي كرده يكسان شود و حتي گاهي ازاو هم سبقت بگيرد عين بي عدالتي است . بهترين راه حال اين است كه ميزان از كارافتادگي هر بيمه شده در بدو بيمه گزاري تعيين گردد و اين ميزان در محاسبات بعدي جهت تعيين از كارفتادگي محاسبه نشود و صرفا ميزاني از كارافتادگي محاسبه شود كه فرد بعد از بيمه گزاري دچارشده است و تاريخ شدت بيماري و ابتلاء به بيماري منجر به از كارافتادگي كلي براين اساس تعيين شود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389ساعت 17:43  توسط حسین کشوری عسگرپور   | 

چالشهای تعيين ميزان از كارافتادگي بیمه شدگان تامین اجتماعی

1-1   طرح مشكل :

بر اساس ماده 91 قانون تامين اجتماعي ميزان از كارافتادگي بيمه شدگان روحي و جسمي بيمه شدگان و افراد خانواده آنها بايد توسط كميسيون پزشكي تامين اجتماعي و بر اساس جدول ميزان از كارافتادگي تعيين شود . اين جدول آخرين بار در شهريور سال 82 مورد بازنگري قرارگرفت و در حال حاضر در كميسيون هاي پزشكي تامين اجتماعي مورد استناد قرار مي گيرد از طرفي  طبق ماده 2بند 13 قانون تامين اجتماعي مفهوم از كارافتادگي يعني كاهش ميزان قدرت كار به نحوي كه بيمه شده با اشتغال به كار سابق و يا كارديگر نتواند بيش از يك سوم در آمد سابق خود را بدست آورد .

1-1-1 ديدگاه اول : معيار تعيين ميزان كاهش قدرت كار جدول تعيين ميزان از كارافتادگي است و چنانچه بيمه شده اي مبتلا به بيماري باشد و براي آن بيماري در كتاب تعيين نقص عضو، درصد از كارافتادگي پيش بيني شده باشد كميسيون موظف است درصد از كارافتادگي را اعمال كند حتي اگربراي اعضاي كميسيون محرز باشد كه ابتلاء به بيماري هيچ گونه كاهش قدرت كاري را براي وي حادث نكرده باشد.

استناد قانوني ديدگاه اول : ماده 91 قانون

1-1-2ديدگاه دوم : گرچه كميسيون موظف است طبق جدول مصوب درصد از كارافتادگي را تعيين كند ولي به موجب تعريف از كارافتادگي بايد بيماري فرد قدرت كارائي وي را كاهش داده باشد و گرنه صرف پيش بيني درصد در جدول مذكوردليل محاسبه در ميزان كاهش قدرت كار هر فردي نمي شود  

استناد قانوني وحقوقي ديدگاه دوم : ماده 91 و بند 13 ماده 2 قانون تامين اجتماعي

 استناد علمي و پزشكي ديدگاه دوم : ممكن است فردي دچار يك يا چند بيماري باشد ولي قدرت كار وي در كاري كه اشتغال دارد و يا بسياري از كارهاي ديگر كاهش نيافته باشد مثلا كارمندي كه كه داراي كاهش شنوائي دوطرفه تا 40دسي بل باشد هر چند براي اين بيماري در جدول 30% از كارافتادگي پيش بيني شده است ولي اين بيماري تاثيري در كار وي ندارد و علي رغم ابتلاء به اين بيماري مي تواند همچنان به كار خود ادامه دهد.

1-2   پيشنهاد جهت حل مشكل :    

به نظر مي رسد تدوين جدول ميزان از كارافتادگي به طوري كه همه متغيرها و پارامترهاي لازم براي كاهش قدرت كارهمه افراد در همه مشاغل را با جامعيت پيش بيني كند غير ممكن باشد چه اينكه فردي مبتلا به يك بمياري درشغلي دچار كاهش قدرت كار شود ولي با همان بيماري در شغل ديگر دچار كاهش قدرت كار نشود . اگر بشود جدولي جامع تدوين كرد كه قدرت ارزيابي همه افراد در همه مشاغل و تاثير بيماري در كاهش كارائي در همه شغلها رادر بر داشته باشد اين دو ديدگاه به اتفاق نظر مي رسد ولي اگر تدوين اين جدول جامع  غير ممكن باشد (كه با توجه به تكامل تدريجي اين جدول ، نقصهاي موجود دراين جدول ، تنوع شغلها ، تنوع افراد ، تكثر انواع پارامترهاي مربوط به شغل و بيماري و رابطه بيماري و شغل و.. غير ممكن است ) تنها يك راه حل باقي مي ماند و آن اين است كه كميسيون پزشكي ابتدا معيار بند 13 ماده 2 قانون (كاهش قدر كار ) را به لحاظ علمي و پزشكي نسبت به فرد خاص بسنجد و اگر براي كميسيون محرز شد كه بيماري خاص در فردخاص كاهش كارائي ايجاد كرده است ، براي تعيين مقدار كاهش كارائي طبق ماده 91 به جدول مراجعه كند و ميزان از كار افتادگي را تعيين نمايد .در غير اينصورت كاهش كارائي وي تائيد نشود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389ساعت 17:25  توسط حسین کشوری عسگرپور   | 

راهکاری برای افزایش قدرت کنترل ماده 70 قانون تامین اجتماعی

طبق ماده ۷۰ قانون تامین اجتماعی بیمه شده ای  می تواند به کمیسیون پزشکی موضوع ماده ۹۱ قانون معرفی گردد که کلیه اقدامات درمانی و توانبخشی را طی نموده باشد و در حال حاضر شعب سازمان موظف به کنترل ماده ۷۰ قانون هستند . اما مشکلی که وجود دارد این است که کارمندان شعب غالبا با اصطلاحات پزشکی آشنا نیستند و نمی توانند دقیقا این موضوع را با راهکارهای فعلی محقق سازند  فرم پیشنهادی ذیل با طرح پرسشهایی از پزشک معالج باعث شفاف شدن اظهار نظر پزشک می شود و همچنین مسئولیت قانونی بیمار و پزشک معالج را مورد تاکید قرار داده است

برای دریافت فرم پیشنهادی تقاضای اولیه از کارافتادگی اینجا را کلیک کنید

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم دی 1389ساعت 19:47  توسط حسین کشوری عسگرپور   | 

فرم پیشنهادی نمونه یک تعیین میزان از کارافتادگی

فرم نمونه یک که در حال حاضر در شعب تامین اجتماعی مورد استفاده قرار می گیرد  دارای اشکالاتی منجمله عدم پیش بینی تاریخ تشدید بیماری عدم پیش بینی تاریخ قطعیت یا تحقق از کارافتادگی عدم پیش بینی فیلدی برای ذکر مستندات پزشک معالج عدم پیش بینی فیلدی برای مشخص نمودن مدت زمانی که بیمار تحت نظر پزشک معالج بوده و فقدان فیلدی برای اظهار نظر پزشک معالج برای مشخص نمودن تاثیر بیماری بر روند کارائی بیمار می باشد نویسنده این وبلاگ فرمی را طراحی نموده که ایرادات فرم فعلی را مرتفع می کند . امید است مسئولین مربوطه با طراحی فرمی مناسب مشکلات فعلی را در روند معرفی بیمه شدگان به کمیسیون پزشکی را مرتفع کنند

جهت دانلود فرم پیشنهادی نمونه یک اینجا را کلیک کنید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم دی 1389ساعت 19:37  توسط حسین کشوری عسگرپور   | 

تصاویر پزشکی

برای دیدن تصاویر پزشکی با شرح مختصری از بیماریها روی عناوین آنها کلیک کنید

دیسک کمر       استخوانها و مفاصل          ستون فقرات        آرتروز        مفصل       عضله 1

عضله 2           مغز      قلب       فلب و عروق خونی     قلب و شریان                     

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 18:48  توسط حسین کشوری عسگرپور   | 

نقدي بر راي ديوان عدالت اداري مبني بر ابطال صلاحيت كميسيون ماده 91قانون در تعيين تاريخ بيماري

سازمان تامين اجتماعي به عنوان يكي از  مهمترين نهادهاي بيمه اي عهده دار گسترش چتر حمايتي بر سر قريب به بيست وهفت ميليون  نفر  از جمعيت كشورمي باشد چتري كه بيمه شدگان را در هنگام بيماري ، حوادث شغلي وغير شغلي ، از كارافتادگي وبيكاري مطمئن مي سازد ودست آنها را به گرمي مي فشارد . اين سازمان همواره عطر اميد وآسودگي خاطر را در فضاي پرتلاش نيروي كار جامعه پراكنده است و آنان را مطمئن ساخته كه با اراده اي مصمم به كاروتلاش خويش ادامه دهند چرا كه تامين اجتماعي همواره حامي وپشتيبان آنان خواهد بود  .

از جمله مولفه هاي حمايتي سازمان برقراري مستمري از كارافتادگي براي مشمولين ماده 75قانون تامين اجتماعي است ، براساس اين ماده قانوني بيمه شده اي كه ظرف ده سال قبل از وقوع حادثه غير ناشي از كار يا ابتلا به بيماري حداقل حق بيمه يكسال را كه متضمن حق بيمه نود روز كار ظرف يكسال قبل ازوقوع حادثه يا بيماري منجر به از كارافتادگي بوده را پرداخت نموده باشد درصورت از كارافتادگي كلي حق استفاده از مستمري از  كارافتادگي كلي غير ناشي از كارماهانه را خواهد داشت كه مبلغ اين مستمري طبق ماده 72قانون قابل محاسبه خواهدبود مشروط بر اينكه تاريخ شروع بيماري مشخص گردد. روح حاكم بر اين قوانين مبتني بر حمايت اجتماعي در چارچوپ محاسبات بيمه اي است . ماده 75قانون به كسي حق برقراري مستمري از كارافتادگي را قائل است كه نداسته وبدون اطلاع قبلي از كارافتادگي وبيماري خود ودر شرايط حاكم بر ريسك بيمه اي  به جمع بيمه شدگان پيوسته است . با توجه به اينكه نامعلوم بودن ريسك يكي از اركان صندوقهاي بيمه است نبايد شخصي با امكان برنامه ريزي قبلي قادربه برخورداري ناعادلانه از حمايت بيمه اي صندوق تامين اجتماعي  قرار گيرد.

 فردي كاملا سالم كه پس از 25سال كار وتلاش از كارافتاده مي گرددودر اين 25سال حق بيمه خود را پرداخت مي نمايد نبايد با فردي كه پس از قرار گرفتن در آستانه از كارافتادگي و با برنامه ريزي قبلي به جمع بيمه شدگان مي پيوندد وپس از 2سال از كارافتاده كلي مي گردد در شرايط مساوي حمايتي قرارگيردكه اين موضوع متناقض با اصول علم  محاسبات بيمه اي مذكور در بند ط ماده 3 قانون ساختار نظام جامع تامين اجتماعي مي باشد  گرچه بر دولت جمهموري اسلامي طبق اصول 29و21قانون اساسي تكليف است كه همه آحاد ملت را برخوردار از تامين اجتماعي كند اما نبايد هزينه اي ناعادلانه بر صندوق تامين اجتماعي كه اموال ودارائي هاومالكيت آن بر اساس بند ج ماده 7قانون ساختار نظام جامع تامين اجتماعي مشاع و متعلق به همه نسل هاي تحت پوشش است ، تحميل گردد.

طبق تصميم هيات عمومي ديوان عدالت اداري كه  توسط معاون محترم قضائي ديوان به رسانه ها ابلاغ گرديده ازاين پس كميسيونهاي پزشكي موضوع ماده 91قانون فاقد صلاحيت تعيين تاريخ شروع بيماري منجر به ازكارافتادگي موضوع ماده 75قانون مي باشند وهمه مشموليني كه پس از آزمايشات پيش ازاستخدام مي توانند در شغل  خاصي اشتغال ورزند در صورت از كارافتادگي حق برخورداري ازمزاياي مستمري از كارافتادگي را خواهند داشت .

ايراد وارده به راي ديوان محترم عدالت اداري اين است كه ضمن به رسميت شناختن ماده 75قانون مرجع تعيين تاريخ شروع بيماري  كه منطقا بايد يك مرجع ونهاد معتمد پزشكي سازمان باشد  را مشخص ننموده است ضمن اينكه حق اظهار نظر از كميسيون پزشكي سازمان را سلب كرده است . طبق ماده 72قانون براي مشخص نمودن ميزان  مستمري نياز به تاريخ شروع بيماري منجر به از كارافتادگي جهت محاسبه متوسط حقوق است . شعب سازمان در مواجهه با فرد از كارافتاده كلي كدام تاريخ را بايد در محاسبات بيمه اي وتطبيق مصاديق ماده 75و72قانون مدنظر قرار دهند ؟

ضمنا در سخنان معاون محترم قضائي سازمان تامين اجتماعي اشاره به معاينات پيش از استخدام كاركنان شده است  در ارتباط با معاينات پيش از استخدام اولا بايد اين نكته  درنظر گرفته شودكه انجام اين معاينات طبق ماده 90قانون  به عهده كارفرمايان است وسازمان در اين خصوص مسئوليتي نداردثانياچگونه بايد مشخص گردد بيماري منجربه از كارافتادگي  در بعد از استخدام رخ داده است يا پيش از استخدام واگر فردي درمعاينات پيش از استخدام به  عنوان ازكارافتاده جزئي  و بيمار قادربه كار شناسائي شود بعد از صدورراي از كارافتادگي كلي چه مرجعي بايد تشخيص دهد بيماري بدو استخدام وي منجر به ازكارافتادگي شده است يا بيماري ديگري ؟ كه پاسخ به اين سوال مستلزم مشخص نمودن واظهار نظر در مورد تاريخ شروع بيماري است .

طبق راي ديوان عدالت اداري مبني برابطال بخشنامه 17مستمريهاي تامين اجتماعي  قطع ارتباط بيمه اي كاركنان رافع مسئوليت سازمان از برخودارنمودن مزاياي از كارافتادگي كلي نمي باشد .حال فرض كنيد فردي درسال 1360استخدام شده وقبل از استخدام مورد معاينه پزشكي كارفرما قرار نگرفته پس از دوسال ترك كارنموده ورابطه بيمه اي وي قطع گرديده است اين فرد درسال 1372دچار بيماري قلبي شده ودرسال 1379به دليل همان بيماري از كارافتاده كلي شده ودرسال 1385به كميسيون مراجعه كرده وطبق راي كميسيون ازكارافتاده كلي شناخته شده است سوال اين است با توجه به آراي ديوان عدالت اداري مبني بر ابطال بخشنامه 17مستمريها و سلب اختيار كميسيونهاي ماده 91قانون براي تعيين تاريخ شروع بيماري  بعداز صدور راي ازكارافتادگي، شعب سازمان چگونه بايد معيارهاي ماده 75و72را با اين بيمار تطبيق دهند واين بيمار آيا استحقاق دريافت مستمري از كارافتادگي را دارد يا خير ؟ از چه زماني بايد به وي مستمري پرداخت گردد؟ پر واضح است درصورت پايدار ماندن مواد قانوني سازمان تامين اجتماعي ودرصورت نامشخص بودن تاريخ شروع بيماري منجر به از كارافتادگي هيچ پاسخي به اين سوالات نمي توان داد .

نگارنده را عقيده بر اين است براي رعايت موازين عادلانه بايد با درنظر گرفتن اصول تامين اجتماعي و محاسبات بيمه اي ووظايف دولت براي گسترانيدن چتر حمايت برسر از كارافتادگاني كه فاقد شرايط قانوني دريافت مستمري هستند راهكاري مناسب اتخاذ گرددو راي فوق باعث سردرگمي مجريان قانون و آسيپ پذير نمودن صندوق تامين اجتماعي وتحميل ناعادلانه هزينه براين صندوق خواهد شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 18:1  توسط حسین کشوری عسگرپور   | 

مطالب قدیمی‌تر